دانلود آهنگ مدار مربع از علیرضا آذر

دانلود آهنگ های غمگین

دانلود آهنگ یادته اون شب از حسین توکلی
آهنگ احساسی یادته اون شب
دانلود آهنگ چند روزه رفتی از داوود ابراهیمی
آهنگ غمگین چند روزه رفتی
دانلود آهنگ هرجور بچرخه چرخ تو روزگار از علی براتی
آهنگ غمگین چرخ روزگار
دانلود آهنگ کردی عشقای الان فریبرز نامداری
آهنگ غمگین عشقای الان
دانلود آهنگ لری سعید کریمی بنام بلال بلال
آهنگ لری غمگین
دانلود آهنگ غمگین کارتون خواب از محسن لرستانی
آهنگ غمگین کارتون خواب
دانلود آهنگ دلت گرفته از آرش یوسفیان و محسن بازرگان
آهنگ غمگین دلت گرفته

دانلود آهنگ مدار مربع از علیرضا آذر

دسته بندی : دانلود آهنگ غمگین تاریخ : سه شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۵

علیرضا آذر

دانلود آهنگ مدار مربع از علیرضا آذر

متن آهنگ

فال من را بگیر و جانم را من از این حالِ بی کسی سیرم

دستِ فردای قصه را رو کن روشنم کن چگونه می میرم

حافظ از جام عشق خون می خورد من هم از جام شوکران خوردم

او جهاندارِ مست ها می شد من جهان را به دوش می بردم

مست و لایعقل،از جهان بیزار جامی از عشق و خون به دستانم

او خداوند می پرستان شد من امیر القشون مستانم

حالِ خوبی نبود آدم ها زیر رودِ کبود خوابیدم

هرچه چشمش سرِ جهان آورد همه را توی خواب می دیدم

من فقط خواب عشق را دیدم حس سرخورده ای که نفرین شد

هر کسی تا رسید چیزی گفت هر پدر مُرده ابن سیرین شد

من به تعبیر خواب مشکوکم هر کسی خواب عشق را دیده است

صبح فردای غرق در کابوس رو به دستان قبله خوابیده است

مردم از رو به رو دَهن دیدند مردم از پشت سر سخن چیدند

آسمان ریسمانمان کم بود هی نشستند و رشته ریسیدند

نانجیبیِ عشق در این است مردِ مفلوک و مُرده می خواهد

نانجیبیِ عشق در این است دامنِ دست خورده می خواهد

من به رفتار عشق مشکوکم در دلِ مشتِ بسته اش چیزی ست

رویِ رویش شکوهِ شیراز است پشتِ رویش قشونِ چنگیزی ست

من به رفتار عشق مشکوکم مضربی از نیاز در ناز است

در نگاهش دو شاهِ تاتاری پشتِ پلکش هزار سرباز است

دانلود آهنگ مدار مربع از علیرضا آذر

مردِ از خود گذشته ای هستم پایِ ناچارِ مانده در راهم

هم نمی دانم آنچه می خواهی هم نمی دانم آنچه می خواهم

ناگزیر از بلندِ کوهستان ناگریز از عمیقِ دریایم

اهل دنیای گیج در اما گیجِ دنیای اهلِ آیایم

سهروردی منم که در چشمت شیخِ اشراق و نورِِ غم دیدم

هم قلندر شدم که در کشفت سر به راه تو سر تراشیدم

خانِ والای خانه آبادم زندگی کن مرا،خیابان را

این چنین مردِ داستان باشی می کُشی خوش نویسِ تهران را

مرگِ شعبانِ جعفری هستم امتدادِ هزاردستانم

لشکرم یک جهان چشم انگشتی ست من امیر القشون مستانم

قلبم اندازه ی جهانم شد شهرِ افسرده ای درونم بود

خونِ انگورهای تَف دیده قطره قطره جای خونم بود

شهرِ افسرده ای درونم بود خالی از لحظه های ویرانی

جاده ها از سکوت آبستن شهرِ تنهای واقعا خالی

توی تنهاییِ خودم بودم یک نفر آمد و سلامی کرد

توی این شهرِ خالی از مردم یک نفر داشت کودتا می کرد

یک نفر داشت زیر خاکستر آتشی تازه دست و پا می کرد

من به تنهاییِ خودم مومن یک نفر داشت کودتا می کرد

یک نفر مثل من پُر از خود شد یک نفر مثل زن پُر از زن شد

از همان جاده ای که آمد رفت رفت و اندوهِ برنگشتن شد

کار و بارِ غزل که راکد بود کار و بارِ ترانه هم خونی ست

آسمان در غزل که بارانی ست آسمون تو ترانه بارونی ست

دست و پاتو بکِش،برو گمشو پسر این زندگی نمی فهمه

واسه مردای گرگ دونه بریز این خر از کُره گی نمی فهمه

تو سرش غیرِ شعر چیزی نیست مُرده شورِ کتاب و شعراشو

می گه دنیا همش غم انگیزه گُه بگیرن تمومِ دنیاشو

گُه بگیرن منو،برو بانو واسه مردای زندگی زن شو

واسه من لای جرز،اتاق خوابه گاوِ مردای گاوآهن شو

من کنار تو ریز می مانم تو کنارم درشت خواهی شد

من نجیبانه بوسه خواهم زد نانجیبانه مشت خواهی شد

اقتضای طبیعتت این است به وجود آمدی که زن باشی

به وجود آمدی بسوزانی دوزخی پشتِ پیرهن باشی

به وجود آمدم که داغت را پشتِ دستان خود نگه دارم

مثل دنیای بعد از اسکندر تختِ جمشیدِ بعد از آوارم

تختِ جمشیدِ بعد از آوارم سر ستون های من ترَک خوردند

بعدِ بارانِ تیر باریدند هرچه بود و نبود را بردند

شعرِ آتش به جان نفهمیدی ماجرا مثل روز روشن بود

قاتل روزهای سرسبزم بدتر از این همه تبر،زن بود

قبله ی تاک های مسمومم ناخداوندِ مِی پرستانم

لشکرم رو به خمره می رقصند من امیر القشون مستانم

چشم و هم چشمِ من خیابانی ست که تو را باشکوه می سازد

که مرا مثل کاه می بیند که تو را مثل کوه می سازد

مثل کوهی درشت و محکم باش مثل فاتح نگاه خواهم کرد

آنقَدَر اَنگِ ننگ خواهم زد دامنت را سیاه خواهم کرد

روی دستان خویش می مانی پای این قصدِ شوم خواهی مُرد

که رکَب از تو خورده باشم این آرزو را به گور خواهی برد

سر بچرخان و باز جادو کن مالِ دنیای خر شدن هستم

بوسه ها را به جان من انداز مردِ این جنگِ تن به تن هستم

چشم و لب های نیمه بازت را ماهِ غرقابِ نور می بوسم

من زمینی،تو آسمانی را از همین راه دور می بوسم

این که اَل اَبرَهِ (الابره) دو چشمت شد زیر پای هزار اَل فینم (الفین)

هم خودم قاضیَم،خودم حکمم هم هلاکیده ی اَبابیلم

پشتمان طرحِ نقشه هایی است پشتِ هر طرح،دست در کار است

تا دهان مفت و گوش ها مفتند پشتمان حرفِ مفت بسیار است

دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 9
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


غمـگیـن ترین کانـال در تلگـرام > کلیک کنید