دلنوشته زیبای بهار 23 ساله از رفسنجان

دانلود آهنگ غمگین و احساسی | ناکامان

دانلود آهنگ بگو مادر هنوزم یادی از ما میکنی جواد یساری
جواد یساری - بگو مــادر
دانلود آهنگ نازک دل حساس (من آرومم با عشق تو) پویا بیاتی
پویا بیاتی - نازک دل حساس
دانلود آهنگ چطور فراموشت کنم از ایمان استار
ایمان استار - چطور فراموشت کنم
دانلود آهنگ دروغ بود از نیما علامه با لینک مستقیم
نیما علامـه - دروغ بــود
دانلود آهنگ راز سربسته از رضا صادقی + متن ترانه
رضا صادقــی - راز سربسته
دانلود آهنگ یارالاندیم ( Yaralandim ) گونل ترکی
آهنگــــ احسـاسـی ترکــی
دانلود آهنگ قبولم کن تو رو قسم از غلامرضا صنعتگر
غلامرضا صنعتگر - قبـــولم کن
دلنوشته های ناکامان (3) تا دنیا دنیاست

?بهار از (……..)
دوران کاردانی دانشگاه و با خوبی وخوشی پشت سرگذاشتم بدون اینکه با هیچ پسری در ارتباط باشم مهر 93 رفتم برا دوران کارشناسی که ای کاش نمیرفتم مهرماه گذشت و من کم کم توجه یکی از همکلاسیامو نسبت به خودم حس میکردم تا اینکه یروز یکی از اساتیدبرای کار کلاسی بچه های کلاس و گروه بندی کرد از اقبال خوشم افتادیم تو یک گروه از اون روز بود که دیگه نگاه کردناش عمیق تر شد
سرکلاس.20 اردیبهشت ماه بود که اومد وحرف دلش و بهم زد و من قبول کردم چون از همه لحاظ پسرخوبی بنظر میرسید روزها و ماه ها گذشت وما هرروز بیشتراز دیروز علاقمون بهم بیشتر شد یه پسر قدبلند سفید با چشمای عسلی رنگ،مردی که همیشه تو ذهنم آرزوش و داشتم ،در واقعه مرد رویاهام فقط نبودمثل کوه پشتم بودتو اولین قرار رنگ چشماش یه آرامش خاص بهم دادکه تا بحال با دیدن هیچ پسری اون حس و نداشتم،یک سالی بود که باهم بودیم که پدرم فوت کردو من تو اوج وابستگی به پدر اون و از دست دادم تنها کسی که دردو غمم و تسکین میداد آرشم بودگاهی شکر خدامیکردم که یکی بودکه از ته قلب دوسم داشت.هییییییی روزگارمون با خوبی و خوشی میگذشت تا اسفند94که آرش عزیزم سرما خورد و تنفس از راه بینیش قطع شد دکتر تشخیص داد که سینوس های بینیش بایدعمل شه یه سرماخوردگی ساده تبدیل شد به یه توده تو بینیش آزمایشات انجام شدآرش عزیزم درگیر سرطان شد
شب عیدش تبدیل به عزا شد ای خدا تورو به بزرگیت قسم سرکسی نیارآرش دوره ی شیمی درمانی و شروع کردبه امیداینکه یروزی خوب میشه وبهم میرسیم اما همش میترسید که مواش بریزه اخه رو مواش خیلی حساس بود بعداز شیمی درمانی یروز تو کافی شاپ با یه غم تو چشای خوشگلش بهم گفت بهارموام داره میریزه وقتی دست کردم تو مواش یه مشت از مواش اومد تو دستم اون لحظه بودکه نفسم حبس شد ودیگه زندگی برام بی معناشد
چشام پر از اشک شد و سر یه میز دوتایی اشک ریختیم جوری شدم که اون داشت من و دلداری میداد و اشکام و پاک میکرد
گذشت مرحله ی اول.دوم.سوم.چهارم.شیمی درمانی انجام شدمرحله ی پنجم که انجام شدچندروزبعدآرش حالش بد شد وبستری شد 8شب 4/5/95بهم زنگ زد گفت حالم خوب نیست حس میکنم داروها جیگرم و تکه تکه کردن و هرلحظه یه تکه و با خون بالامیارم تمام عکسامو یادگاری نگه دار واگه مردم سرخاکم بیا نمیگم هرهفته بیاولی حداقل ماهی یبار سرخاکم بیا چرا که من تو قبرمم دلم براتو تنگ میشه وقطع کرد 10همون شب لعنتی عشق عزیزم آرشم برا همیشه چشم از این دنیای لعنتی فرو بست.آرشی که تحمل نداشت 1ساعت از من بیخبر باشه الان 29روزه که ازم بیخبر. الان من موندم و یه دنیا خاطره که قطره قطره داره آبم میکنه خدا و قسم میدم به بزرگ بودن خودش اگه قراره دوتا عاشق یکیشون بمیره دوتاشون باهم بمیرن که یکیشون مثل من نمونه و تو شهری که وجب به وجبش ازعشقش خاطره اس زجر بکشه برا تمام عاشقایی که خدا عشقشون و نیمه تموم گذاشت مثل من و آرش.صلوات.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 10
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

5 × یک =


کانــال نـاکـامــــان در تلــگــــرام