دانلود آهنگ خسته ام خسته از خسرو شکیبایی

سایت ناکامان

دانلود آهنگ دیوونه از مرتضی سرمدی
آهنگ جدید مرتضی سرمدی
دانلود آهنگ یه فکری کن برام از حسین توکلی
آهنگ غمگین یه فکری کن برام
دانلود آهنگ تو که رفتی مسعود فردمنش
دکلمه غمگین تو که رفتی
دانلود کلیپ غمگین شاید قسمتمون جدایی بود
کلیپ شاید قسمتمون جدایی بود
دانلود آهنگ نگاه تو از میثم ابراهیمی
آهنگ جدید میثم ابراهیمی
دانلود آهنگ دیوونه از فرزاد فرزین
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین
دانلود آهنگ قرمز از مهراب خسته صدا و امید والا
آهنگ قرمز - مهراب خسته صدا
مادرم فالگیر مهمون کسی رو ندارم خسته و درمونده

دانلود دکلمه غمگین و معنی دار خسته ام خسته از خسرو شکیبایی

متن آهنگ

حال همه‌ ی ما خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی‌سبب میگویند

با این همه عمری اگر باقی بود

طوری از کنار زندگی می‌گذرم

که نه زانویه آهویی بی جفت بلرزد و

نه این دل ناماندگار درمانده

تا یادم نرفته است بنویسم

آهنگ خسته ام خسته از خسرو شکیبایی

حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود

میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است

اما تورا اول حتی هر وهله

گاهی هر از گاهی

ببین انعکاس تبسم رویا

شبیه شمایل شقایق نیست

راستی خبرت بدهم

خواب دیده‌ام خانه‌ئی خریده‌ام

بی‌پرده بی‌پنجره بی‌در بی‌دیوار

هی بخند بی‌پرده بگویمت

چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد

فردا را به فال نیک خواهم گرفت

دارد همین لحظه

یک فوج کبوتر سپید

از فراز کوچه‌ی ما می‌گذرد

باد بوی نامهای کسان من می‌دهد

یادت می‌آید رفته بودی

خبر از آرامش آسمان بیاوری

نامه‌ام باید کوتاه باشد

ساده باشد

آهنگ خسته ام خسته از خسرو شکیبایی

بی حرفی از ابهام و آینه

از نو برایت می‌نویسم

حال همه‌ ی ما خوب است

اما تو باور نکن

بیا برویم رو به روی باد شمال

آن سوی پرچین گریه‌ها

سرپناهی خیس از مژه‌های ماه را بلدم

که بیراهه‌ی دریا نیست

دیگر از این همه سلام ضبط شده بر آداب لاجرم خسته‌ام
بیا برویم

آن سوی هر چه حرف و حدیث امروزست

همیشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقیست

آهنگ خسته ام خسته از خسرو شکیبایی

میتوانیم بدون تکلم خاطره‌ئی حتی کامل شویم

میتوانیم دمی در برابر جهان

به یک واژه ساده قناعت کنیم

من حدس میزنم از آواز آن همه سال و ماه

هنوز بیت ساده‌ئی از غربت گریه را بیاد آورم

من خودم هستم

بی خود این آینه را رو به روی خاطره مگیر

هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است

تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزارساله برخاستم

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم

صبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوند

صبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود

صبوری می‌کنم تا طلوع تبسم تا سهم سایه‌ تا سراغِ همسایه

صبوری می‌کنم تا مدار مدارا مرگ

تا مرگ خسته از دق‌الباب نوبتم

آهسته زیر لب چیزی حرفی سخنی بگوید

مثلا وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت

هه مرا نمیشناسد مرگ

یا کودک است هنوز و یا شاعران ساکتند

حالا برو ای مرگ برادر ای بیم ساده‌ی آشنا

تا تو دوباره بازآیی

من هم دوباره عاشق خواهم شد

دیدگاه کاربران انتشار یافته : ۰ - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


ناکــامـان در تلــگــــرام => کلیک کنید