دکلمه بی تو مهتاب شبی مازیار مقدم و نازپری

دانلود آهنگ غمگین | دلنوشته ها | ناکامان

دانلود آهنگ مینا ( فاطمه جان ) محسن لرستانی
محسن لرستانی - فاطمه جان
دانلود آهنگ دل خسته من از علی براتی
دل خسته من - علی براتی
دانلود آهنگ سوزناک ترکی Askerde imdi از Bahar
آهنگ سوزناک ترکی
دانلود فایز خوانی لری از سعید کریمی مرودشت
فایزه خوانی لری داد و بیداد
دانلود آهنگ رفتی از یادم از سام نعمتی
آهنگ غمگین - رفتی از یادم
دانلود آهنگ نامرد از محسن لرستانی
آهنگ نامرد - محسن لرستانی
دانلود آهنگ غمگین بیا برگرد از مرتضی مخبرنژاد
آهنگ غمگین بیا برگرد
کانال تلگرام عروسی مجموعه ماشین

بی تو مهتاب شبی شکسته خاطر

دانلود دکلمه بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

دکلمه غمگین و با معنی کوچه از مازیار مقدم  و نازپری

شاعر : فریدون مشیری

اثری که توسط کورش یغمایی ، آرش , بیژن بیژنی  و مختاباد نیز اجرا شده 

متن دکلمه بی تو مهتاب شبی

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی

ازین عشق حذر کن.. .

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب  آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن

با تو گفتنم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو بمن سنگ زدی  من نه رمیدم  نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم  همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم  نتوانم  ..

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم  نرمیدم

رفت در ظلمت غم  آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم