گل دلم در حسرت هوا بد شد

 

دلم در حسـرت یک دست

دلم در حسرت یک دوست

دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست

و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

کدامین یــار مــا را می برد تا انتهــــای بـاغ بـارانی

کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را

بگو ای دوست

بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی

تو حتی روزهای تلخ نامردی

نگاهت التیام دستهایت را دریغ از ما نمیکردی

من امشب با تمام خاطراتم با تو هم خواهم گفت

من امشب با تمام کودکیهایم برایت اشک خواهم ریخت

من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای نا آرام خواهم داد

همان دریا که میگفتی

که بغض شکوه هایم از گلویش موج خیزش زخم برمیـــداشت

بگو ای دوست بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی

کدامین یار ما را می بــرد تا انتهــــای باغ بارانــی

به این آهنگ امتیاز دهید

امتیاز کلی: ۰ / ۵. تعداد رای: ۰

اولین نفر باشید که به این موزیک رای می دهید.

لطفا نظر خود را بنویسید

نظر با ارزش شما پس از تایید مدیر نمایش داده می شود.

هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !